عشق آنلاين

عمل اندک همراه با دانش، بهتر از عمل بسيار همراه با ناداني است . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]

مطالب زير توسط <*YourName*> نوشته شده است!

   1   2      >
+ ساز جدايي نزن تمام نت ها شو از برم

يه عاشق هيچ وقت از غم جدايي نمي هراسه


چرا .............


چون اگه معشوقه ، معشوقه باشه ساز جدايي نميزنه


----------------------------------------


يک صد گل سرخ و يک گل نصراني


ما را ز سر بريده مي ترساني


ما گر ز سر بريده مي ترسيديم


در محفل عاشقان نمي رقصيديم


 


love32.jpg


 


موضوعات يادداشت نظرات شما ()

+ وبلاگ جديد

سلام دوستان


اميدوارم حالتون خوب باشه


چند وقتي ميشه آپديت نکردم


ولي جبران ميکنم


من بزودي با وبلاگ جديد بر ميگردم


http://loveonline.mihanblog.com/


انشالله اگه خدا ياري کنه


ديگه اين آخرين وبلاگ خواهد بود


و ما هم ميريم تا دات کام بشيم


حالا ببينيم خدا چي ميخواد


 


موضوعات يادداشت نظرات شما ()

+ عروسک پشت پرده ( صادق هدايت )

دوستان داستان عروسک پشت پرده (صادق هدایت)رو براتون تو قالب pdf تهیه کردم که میتونید دانلود کنید و از خوندنش لذت ببرید.



دریافت pdf عروسک پشت پرده


برای خواندن این فایل به برنامه آکروبات نیاز دارید


موضوعات يادداشت نظرات شما ()

+ ترانه عشق
959302038.jpg
موضوعات يادداشت نظرات شما ()

+ اي کاش

کاش ميشد اشک را تهديد کرد ، مدت لبخند را تمديد کرد


کاش ميشد در ميان لحظه ها ، لحظه‌ی ديدار را نزديک کرد


زندگی زيباست ، نه در رويا...


بوسه زيباست ، نه برای هوس ...


پرنده زيباست ، نه برای قفس ...


دوست داشتن زيباست ، نه برای لمس کردن ، برای حس کردن ...


آری


دوست داشتن زيباست ، نه برای لمس کردن ...


بلکه برای حس کردن


006.jpg


 


موضوعات يادداشت نظرات شما ()

+ کليپ زيبا

دوست خوبم آقا پویا یه کلیپ زیبا برای وبلاگ ما فرستاده که دیدنش خالی از فیض نیست


دیدن کلیپ فلاش


موضوعات يادداشت نظرات شما ()

+ عشق از ديدگاه دروس

عشق از ديدگاه دروس


شيمی:عشق تنها اسيدی است که در قلب اثر می کند.


فيزيک:قلب مانند يک آهنربا عشق را جذب ميکند.


ادبيات:عشق مانند ليلی و مجنون اثر نظامی است.


ورزش:عشق تنها توپی است که هيچگاه به اوت نمی رود.


بينش:عشق موهبتی الهی است.


زيست:عشق نوعی بيماری است که ميکروب آن از راه دل


وارد می شود.


زبان:عشق تنها فعلی است کهed نمی گيرد و به  past(گذشته)


بر نمی گردد.


زمين شناسی:عشق تنها فسيلی است که در قلب می ماند.


 


48.jpg


موضوعات يادداشت نظرات شما ()

+ من تو رو ميخوام

 


 عطرزرد گل ياسو نمی خوام


 عطرزرد گل ياسو نمی خوام


 نمره 20 کلاسو نمی خوام


 من فقط واسه چشم ، تو جون ميدم


 عاشقای بی هواسو نمی خوام


 من تورو ميخوام اونا رو نمی خوام


 نفسم تويی هوا رو نمی خوام


 عشق رو نقطه‌ی جوشو نمی خوام


 دوره گرد گلفروشو نمی خوام


 اونی که چشاش به رنگ عسل


 مجنون خونه به دوشو نمی خوام


 من تورو ميخوام اونا رو نمی خوام


 نفسم تويی هوا رو نمی خوام


 من کسی با قد رعنا نمی خوام


 چشای دروشتو گيرا نمی خوام


 دوست دارم قايق سواريو ولی


 جز تو از هيچ کسی دريا نمی خوام


 من تورو ميخوام اونا رو نمی خوام


 نفسم تويی هوا رو نميخوام


 موهای خيلی پريشون نمی خوام


 آدم زيادی مجنون نمی خوام


 ميدونی حس منو گرفتيو


 جز تو هيچی از خدامون نميخوام


 من تورو ميخوام اونا رو نمی خوام


 نفسم تويی هوا رو نمی خوام


 چشم سياه شرقيو نمی خوام


 صورتهای مثل ماهو نمی خوام


 اخه وقتی تو ، تو فکر من با شی


 حق دارم بگم گناهو نمی خوام


 من تورو ميخوام اونا رو نمی خوام


 نفسم تويی هوا رو نمی خوام


 حرفای نقره ای رنگو نميخوام


 اون 2 تاچشم قشنگو نمی خوام


 حتی اونی که بلده شکار کنه


 صا حب تيرو کمونو نميخوام


 من تورو ميخوام اونا رو نميخوام


 نفسم تويی هوا رو نمی خوام


 شعرای ساده و تازه نمی خوام


 اون که ميگه اهل سازه نمی خوام


 من دلم می خواد تو رو داشته باشم


 واسه اين کارم اجازه نمی خوام


 من تورو ميخوام اونا رو نمی خوام


 نفسم تويی هوا رو نمی خوام


 


love20.jpg


موضوعات يادداشت نظرات شما ()

+ زيباترين قلب

روزی مرد جوانی وسط شهری ايستاده بود و ادعا می کرد که زيباترين قلب را در تمام آن منطقه دارد. جمعيت زيادی جمع شدند. قلب او کاملاً سالم بود و هيچ خدشه ای بر آن وارد نشده بود. پس همه تصديق کردند که قلب او به راستی زيباترين قلبی است که تاکنون ديده اند.


 


                      HeartbeatHeartbeatHeartbeatHeartbeatHeartbeatHeartbeat


 مرد جوان، در کمال افتخار، با صدايی بلندتر به تعريف از قلب خود پرداخت. ناگهان پيرمردی جلو جمعيت آمد و گفت:اما قلب تو به زيبايی قلب من نيست.


 


HeartbeatHeartbeatHeartbeatHeartbeatHeartbeat                        


مرد جوان و بقيه جمعيت به قلب پيرمرد نگاه کردند. قلب او با قدرت تمام می تپيد، اما پر از زخم بود. قسمتهايی از قلب او برداشته شده و تکه هايی جايگزين آنها شده بود؛ اما آنها به درستی جاهای خالی را پر نکرده بودند و گوشه هايی دندانه دندانه در قلب او ديده می شد.


 


                              HeartbeatHeartbeatHeartbeatHeartbeat


 


 در بعضی نقاط شيارهای عميقی وجودداشت که هيچ تکه ای آنها را پر نکرده بود. مردم با نگاهی خيره به او می نگريستند و با خود فکر می کردند که اين پيرمرد چطور ادعا می کند که قلب زيباتری دارد.


 


                                  HeartbeatHeartbeatHeartbeatHeartbeat


مرد جوان به قلب پيرمرد اشاره کرد و خنديد و گفت:تو حتماً شوخی می کنی....قلبت را با قلب من مقايسه کن. قلب تو، تنها مشتی زخم و خراش و بريدگی است.


 


                                     HeartbeatHeartbeatHeartbeatHeartbeat


 


پيرمرد گفت:درست است، قلب تو سالم به نظر می رسد، اما من هرگز قلبم را با قلب تو عوض نمی کنم. می دانی، هر زخمی نشانگر انسانی است که من عشقم را به او داده ام؛ من بخشی از قلبم را جدا کرده ام و به او بخشيده ام.


 


                                   HeartbeatHeartbeat Heartbeat  Heartbeat


 گاهی او هم بخشی از قلب خود را به من داده است که به جای آن تکه بخشيده شده قرار داده ام. اما چون اين دو عين هم نبوده اند، گوشه هايی دندانه دندانه در قلبم دارم که برايم عزيزند، چرا که يادآور عشق ميان دو انسان هستند. بعضی وقتها بخشی از قلبم را به کسانی بخشيده ام. اما آنها چيزی از قلب خود به من نداده اند.


 


                                         HeartbeatHeartbeatHeartbeat


 


اينها همين شيارهای عميق هستند. گرچه دردآورند، اما يادآور عشقی هستند که داشته ام. اميدوارم که آنها هم روزی بازگردند و اين شيارها عميق را با قطعه ای که من در انتظارش بوده ام، پر کنند. پس حالا می بينی که زيبايی واقعی چيست؟


 


                                                 HeartbeatHeartbeat


مرد جوان بی هيچ سخنی ايستاد. در حالی که اشک از گونه هايش سرازير می شد به سمت پيرمرد رفت. از قلب جوان و سالم خود قطعه ای بيرون آورد و با دستهای لرزان به پيرمرد تقديم کرد. پيرمرد آن را گرفت و در قلبش جای داد و بخشی از قلب پير و زخمی خود را به جای قلب مرد جوان گذاشت.


                           


                                      Heartbeat


 


مرد جوان به قلبش نگاه کرد؛ ديگر سالم نبود، اما از هميشه زيباتر بود. زيرا که عشق، از قلب پيرمرد به قلب او نفوذ کرده بود.





موضوعات يادداشت نظرات شما ()

+ بمن گفت:

بمن گفت :


                 بيا !


بمن گفت:


                بمان !


بمن گفت:


                 بخند !


بمن گفت:


                 بمير !!!! 


 


     آمدم ، ماندم ، خنديدم ، مُردم ...


 


 


49.jpg


موضوعات يادداشت نظرات شما ()

   1   2      >

پنجشنبه 7 شهريور 1387

امروز: 0 بازديد

تصوير خودم

تصوير <*YourName*>

فهرست

[خـانه]

[شناسنامه]

[پست الکترونيــک]

[ورود به بخش مديريت]

موضوعات وبلاگ

لوگوي خودم

عشق آنلاين

اوقات شرعي

حضور و غياب

يــــاهـو

جستجوي وبلاگ من

:جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

لوگوي دوستان



لينک دوستان

عاشقتم

آواي آشنا

صداي خودم

اشتراک

نام:

ايميل:

 

آرشيو

طراح قالب

www.parsiblog.com

تعداد 5950 بازديد